! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:27  توسط سارا
|
من دختر مشرقی تو خاک ایران متولد شدم و زندگی میکنم....... عاشق نوشتن و خوندن هستم تا الان هم خیلی کتاب خوندم عاشق شهرم هستم......و همیشه دارم سعی میکنم بهترین باشم...