گفتم تو شيرين مني ... گفتا تو فرهادي مگر؟؟؟ ... گفتم خرابت ميشوم ... گفتا تو آبادي مگر؟؟؟ ... گفتم ندادي دل به من ... گفتا تو جان دادي مگر؟؟؟ ... گفتم ز کويت ميروم ... گفتا تو آزادي مگر؟؟؟ ... گفتم فراموشم نکن ... گفتا تو در يادي مگر؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:46  توسط سارا
|
من دختر مشرقی تو خاک ایران متولد شدم و زندگی میکنم....... عاشق نوشتن و خوندن هستم تا الان هم خیلی کتاب خوندم عاشق شهرم هستم......و همیشه دارم سعی میکنم بهترین باشم...