تو ميري و من فقط نگا هت مي کنم تعجب نکن که چرا ؟ گريه نمي کنم بي تو . يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو . همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:48  توسط سارا
|
من دختر مشرقی تو خاک ایران متولد شدم و زندگی میکنم....... عاشق نوشتن و خوندن هستم تا الان هم خیلی کتاب خوندم عاشق شهرم هستم......و همیشه دارم سعی میکنم بهترین باشم...